تبليغاتX
دنیای نارفیق
هیچ کس تنهایی ام را باور نکرد / هجوم شعرهای عاشقانه ام را باور نکرد

آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم
همیشه در گریز و در گزارم
نمی مانم به یک جا بی قرارم
سفر یعنی من و گستاخی من
همیشه رفتن و هرگز نماندن
هزاران ساحل و نا دیده دیدن
به پرسش های بی پاسخ رسیدن
من از طبار دریام
از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی
حسار بی حسارم
ساحل وصال من نیست
پایان کار من نیست
همدرد و یار من نیست
کسی که یار من نیست
در انتظار من نیست
صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چو یادم خموشم
به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست
اگر خاموش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 11:18  توسط سارا   |