دل من یه روز به دریا زد و رفت…
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت…
زنده ها خیلی براش کهنه بودن…
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت…
هوای تازه دلش می خواست ولی…
آخرش تو غبارا زد و رفت…
دنبال کلید خوشبختی می گشت…
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
RSS